پژوهشكده تحقيقات اسلامى

106

سرداران صدر اسلام (فارسى)

مردم به هوى وهوس گراييدند و به آن حكم كردند ، و حكم قرآن را ناديده گرفتند ، على عليه السلام نيز به روش نخستين خود باز گشت وآمادهء جنگ شد ، وپيروان خود را به جنگ فرا خواند ، و عقيده‌اش هنگام جدا شدن از دنيا ، جهاد با آن مردم ( معاويه ويارانش ) بود . ابن عباس در نامهء خود ، از امام حسن عليه السلام مىخواهد كه از حق خود كه سزاوارتر از ديگران به آن است . كوتاه نيايد اگر چه با مرگ مواجه شود . سپس نامه را با سلام ودرود به پايان مىآورد . « 1 » ثناى ابن عباس بر دانش امام مجتبى ( ع ) روزى در مجلسى كه ابن عباس ومعاويه نيزدرآن حضور داشتند ، ميان امام حسن عليه‌السّلام از يك سو ، وعمروعاص و مروان و زياد بن سميّه از سوى ديگر مشاجره درگرفت . امام حسن عليه‌السّلام با بيان قوى ورساى خود ، همهء آنها را محكوم كرد . ابن عباس چون با حسن ( ع ) تنها شد ، ميان دو چشم او رابوسيد وگفت : پسر عمو ! قربانت گردم ، به خدا پيوسته درياى دانشت در تلاطم است ، چندان بر ايشان تاختى تا انتقام مرا از ايشان بازستاندى . « 2 » ابن عباس خارچشم معاويه ابن عباس درهمهء برخوردهايش با معاويه ، پرخاشگرانه و نكوهشگرانه برخورد مىكرد . باسخنانى درشت به مقابلهء با او برمى خاست و كلمات تند وكوبنده نثارش مىكرد و از وى به سختى انتقاد مىنمود .

--> ( 1 ) . همان مدرك ، پاورقى ص 30 . ( 2 ) . صلح امام حسن ( ع ) مترجم ، ص 276 .